نام کاربری : پسورد : یا عضویت | رمز عبور را فراموش کردم



ارسال پاسخ
تعداد بازدید 305
نویسنده پیام
637 آفلاین


ارسال‌ها : 1388
عضویت: 30 /6 /1391
محل زندگی: Qom
سن: 22
تشکرها : 3408
تشکر شده : 3683
" دلـم گـرم اسـت "


چه زیبا خالقی دارم

دلم گرم است می دانم

که فردا باز خورشیدی ،

میان آسمان ، چون نور می آید

شبی می خواندم با مهر

سحر می راندم با ناز

چه بخشنده خدای عاشقی دارم

که می خواند مرا ، با آنکه میداند گنه کارم

اگر رخ بر بتابانم

دوباره ، می نشید بر سر راهم

دلم را می رباید ، با طنین گرم و زیبایش

که در قاموس پاک کبریایی ، قهر نازیباست

چه زیبا عاشقی را دوست می دارم

دلم گرم است می دانم ، که می داند

بدون لطف او ، تنهای تنهایم

اگر گم کرده ام من راه و رسم بندگی ، اما

دلم گرم است ، می دانم  ،

خدای من ، خدایی خوب می داند

و می داند که سائل را نباید دست خالی راند

دلم گرم خداوندی ست

که با دستان من ، گندم برای یاکریم خانه می ریزد

و با دستان مادر کاسه آبی برای قمری تشنه

دلم گرم خداوند کریم خالق نوری ست

 که گر لایق بداند

روشنی بخشد ، به کرم کوچکی با نور

دلم گرم خداوند صبور و خالق صبری ست

که شب ها می نشیند در کنارم

تا بیند می رسد آن شب ، که گویم عاشقش هستم

خداوندا ، دعا برآنکه آزار مرا اندیشه می دارد ، نشانم ده

لب و اندیشه و دست مرا ، نیکی عطا فرما

خداوندا ، هر آنکس را که با این واژگان مرگ ،

 هر شب جمله می سازد

به سر مشق نوشتن از تولد رهنمون فرما

خداوندا ، سعادت را نشانش  ده

ز خود خواهی رهایی ده

خداوندا ، مسلمانی عطایش کن

نخشکاند هزاران  شاخه زیبای مریم را

نبندد پای زیبای پرستو را

نسوزاند پر پروانه های عاشق گل را

نچیند بال مینا را

قفس آواز بلبل ؟ شرم از این بیداد

شکستن قامت گل ؟ وای من هیهات

دعایت می کنم ای آنکه ویران میکنی دل را

تو هم زین پس ببینی بغض مادر را

هراس و شرم بابا را

بفهمی معنی هم سفره بودن را

ترا ای نیش ، نوشت آرزو دارم

ترا ای زخم بر دل ها

دعایت می کنم روزی بنوشی از طهور ساغر رحمانی هستی

ترا ای آنکه خنجر را به خون صد پرنده آشنا کردی

دعایت می کنم عاشق شوی بر یاکریم و هدهد و مینا

دعایت می کنم ای عهد بشکسته

به یاد آری ، تو پیمان الستی را

دعایت می کنم ای شمع ، در یاد آوری دیگر

رسوم همنشینی با پر پروانه را ، زین پس

تو را ای با سیاهی خو گرفته ، پرده بر افکار

مرا با لعنت و نفرین قراری نیست

دعایت می کنم...

آنسان دعایی ، تا تو هم عاشق شوی بر نور

که ظلمت ، معنی نابودن نور است

دعایت می کنم بیگانه با ما

آشنای خوب ما گردی

کلید یک سلام مهربان

قفل لبان بسته ات را باز بگشاید

تو را ای آنکه مرگ شاپرک اندیشه می داری

تماشای پر پروانه ات ، روزی شود روزی

تو را ای مرگ جنگل آرزویت

فرصت زیبای پیوند نهالی آرزو دارم

کویر اندیشه خشکنده سوزان

برایت  جاری رود خروشان آرزو دارم

مرا با آرزوی مرگ و نفرین

واژه های سرد و درد آلود ، کاری نیست

تو را ای از خدا ببریده  ، ای سرگشته تنها

برایت من خدا را آرزو دارم

برایت ای ز مهر و عشق بیگانه

از این پس طعم خوبی آرزو دارم

برایت ای تو را اندیشه پرواز ها دشمن

هزاران آسمان پر پرنده ، آرزو دارم

ترا در لحظه های تلخ یک سیلی

 عطوفت های عیسی آرزو دارم

و وقتی آتش خشمی ترا در کام میگیرد

خلیلی مهر ابراهیم ، گلستانت کند آتش

فروش گوهر زیبای انسان  گر نمودی تو

گذشت یوسفی،  در روزگار سختی ات را  آرزو دارم

به ایامی که سحر ساحران اندیشه سوزان است

عصای دست موسی ، دست عقلت باد

و هنگامی که فتحی هدیه می گردد

به یاد آری که رحمت بر خلایق ، سیره ختم رسولان است

نمازی را که بعد از خواندنش

عشق خدا در سینه نا پیداست

قضایش را به جا آور

تو را در خود فرو رفته

برایت درک آغوش جماعت آرزو دارم

چه باک از آنکه می گوید نخوان ، ساکت ، مگو  

وقتی خدایم در اولین دیدار می گوید،  بخوان ما را

چه ترس از ظلمت شب ها

به هنگامیکه نور آسمانها و زمین ، آغوش بگشاید

و می گوید ، عزیزم حاجتی داری اگر

اینک بخوان ما را

که من حاجت روا کردن برای بنده ام را،  دوست می دارم

دعایت می کنم

روزی بفهمی معنی نا گفتن لب ها ، رضایت نیست

بفهمی از خدا گفتن ، ولیکن مردم آزردن ، عبادت نیست

تو  آیا هیچ می دانی خدایم کیست ؟

چنان با من به گرمی او سخن گوید

که گویی جز من او را بنده ای ، در این زمین و آسمانها نیست

هزاران شرم از آن دارم

چنان با او به سردی راز می گویم

که گویی من جز او ، یکصد خدا دارم

چنان با مهر می بخشد

که گاهی آرزوی صد گناه و توبه من دارم

دلم گرم شقایق پرور ، باران سروش ، مهر آیین است

دلم گرم خدای عاشق خوبیست

هلا ای آنکه خواب از چشمها بردی

تو را آرامش شب ها گوارایت

تبسم سوز  اخم آیین   کین گستر

نهال خنده مهمان لبانت باد

تو  ای  با مذهب عشاق بیگانه

برایت عاشقی را  آرزو دارم

هلا ای آنکه گریاندی مرا تا صبح

برای تو ،  هزار و یک شب آرام و پر لبخند ر ا ، من آرزو دارم

تو را ای آرزویت ،  قفل بر لب ها 

برای تو ، کلید فهم معنای تفاهم  آرزو دارم

تو ای با عشق بیگانه

اگر روزی بخوانی رمز بال شاپرک ها را

تو می فهمی ، شکار شاپرک ها ، کار نازیباست

اگر حزن نوای بلبلی را در قفس احساس میکردی

دگر   آواز شاد بلبلان را در قفس،  باور نمی کردی

اگر ناز نگاه   آهوان دشت می دیدی

تفنگت را شکسته ، مهربانی پیشه می کردی

 چه لذت صید مرغان رها در پهنه آبی؟

اگر معنای آزادی ، به یاد آری

نم چشمان آن آزرده دل را گر تو می دیدی

نمازت را ادای تازه میکردی

تو ای زیبا ستیز عاشق دوری

تو را زیبا ترین زیبای زیبایان

خدا را  آرزو دارم

نمی دانم دگر باید چه می گفتم

به در گفتم،  تمام آنچه در دل بود

   بدان امید

      شاید بشنود دیوار...






امضای کاربر :                   

                                    وقــتی زمــیـن از جــاذبـه حـرف زد ، هـمه پــرنـدگـان بــه او خـندیــدند...


شنبه 30 دی 1391 - 12:23
نقل قول این ارسال در پاسخ گزارش این ارسال به یک مدیر
تشکر شده: 9 کاربر از 637 به خاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند: shahrsaz & banoo & ania & elena & zeinab & sara & sondos & saeideh & masoud &
banoo آفلاین



ارسال‌ها : 2444
عضویت: 6 /5 /1391
محل زندگی: همین نزدیکی ها
سن: 21
تشکرها : 2460
تشکر شده : 1697
" دلم گرم است "
تو را در خود فرو رفته 

برایت درک آغوش جماعت آرزو دارم 

چه باک از آنکه می گوید نخوان ، ساکت ، مگو   

وقتی خدایم در اولین دیدار می گوید،  بخوان ما را 





خیلی عالی بود ممنونم...

امضای کاربر : لحظه ها عریانند...
شنبه 30 دی 1391 - 13:04
نقل قول این ارسال در پاسخ گزارش این ارسال به یک مدیر
تشکر شده: 2 کاربر از banoo به خاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند: 637 / zeinab /
ania آفلاین



ارسال‌ها : 3828
عضویت: 5 /7 /1391
تشکرها : 3389
تشکر شده : 3288
" دلم گرم است "
فضای خانه که از خنده های ما گرم است..
چه عاشقانه نفش می کشم! هوا گرم است..
دوباره دیده امت زل بزن به چشمانی..
که از حرارت من دیده ام تورا گرم است..
بیا گناه کنیم عشق را.. نترس.. خدا..
هزار مشغله دارد، سرخدا گرم است..

امضای کاربر : تنها 2روز در سال هست که نمی تونی هیچ کاری بکنی!!
یکی دیروز و یکی فردا..




شنبه 30 دی 1391 - 13:24
نقل قول این ارسال در پاسخ گزارش این ارسال به یک مدیر
تشکر شده: 3 کاربر از ania به خاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند: banoo / 637 / sondos /
elena آفلاین



ارسال‌ها : 7586
عضویت: 2 /5 /1391
محل زندگی: قم
سن: 21
تشکرها : 5163
تشکر شده : 6247
" دلم گرم است "
میشه اسم شاعر هم بنویسید ؟؟؟

امضای کاربر : به قیمت سپید شدن موهایم تمام شد ......
ولی آموختم که :
ناله ام سکوت باشد ....
گریه ام لبخند ...
و تنها همدمم ، خدا .....
شنبه 30 دی 1391 - 15:25
نقل قول این ارسال در پاسخ گزارش این ارسال به یک مدیر
637 آفلاین



ارسال‌ها : 1388
عضویت: 30 /6 /1391
محل زندگی: Qom
سن: 22
تشکرها : 3408
تشکر شده : 3683
" دلم گرم است "
نقل قول از elena
میشه اسم شاعر هم بنویسید ؟؟؟

             
           بـــــــــــلــه...
         
           اگه اشتباه نکنم  کیوان شاهبداغی"

امضای کاربر :                   

                                    وقــتی زمــیـن از جــاذبـه حـرف زد ، هـمه پــرنـدگـان بــه او خـندیــدند...


شنبه 30 دی 1391 - 15:43
نقل قول این ارسال در پاسخ گزارش این ارسال به یک مدیر
637 آفلاین



ارسال‌ها : 1388
عضویت: 30 /6 /1391
محل زندگی: Qom
سن: 22
تشکرها : 3408
تشکر شده : 3683
" دلـم گـرم اسـت "

دلم گرم خداوندی است که با دستان من 
گندم برای یاکریم خانه می ریزد
چه بخشنده خدای عاشقی دارم 
که می خواند مرا با آنکه می داند گنهکارم
دلم گرم است میدانم بدون لطف او تنهای تنهایم
برایت من خدا را آرزو دارم...

خدایا چه دلتنگتم این شب و روزها
 دلتنگ هوای خانه ات....     
عجیب....
دلتنگم
عجیب....
مهربانم...
عجیب..







امضای کاربر :                   

                                    وقــتی زمــیـن از جــاذبـه حـرف زد ، هـمه پــرنـدگـان بــه او خـندیــدند...


دوشنبه 02 بهمن 1391 - 02:10
نقل قول این ارسال در پاسخ گزارش این ارسال به یک مدیر
تشکر شده: 4 کاربر از 637 به خاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند: zeinab / sara / sondos / ania /
637 آفلاین



ارسال‌ها : 1388
عضویت: 30 /6 /1391
محل زندگی: Qom
سن: 22
تشکرها : 3408
تشکر شده : 3683
" دلـم گـرم اسـت "



دلم باران ، دستم باران

دهانم باران ، چشمم باران
 
روزم را با بندگی تو پا گشا می کنم ...
 
هر اذانی که می وزد

پنجره ها باز می شوند
 
یاد تو کوران می کند ...
 
هر اسم تو را که صدا می زنم 

ماه در دهانم هزار تکه می شود ...
 
کاش من همه بودم

کاش من همه بودم
 
با همه دهان ها تو را صدا می زدم ...
 
کفش های ماه را به پا کرده ام

دوباره عازم توام ...



امضای کاربر :                   

                                    وقــتی زمــیـن از جــاذبـه حـرف زد ، هـمه پــرنـدگـان بــه او خـندیــدند...


دوشنبه 02 بهمن 1391 - 02:11
نقل قول این ارسال در پاسخ گزارش این ارسال به یک مدیر
تشکر شده: 3 کاربر از 637 به خاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند: sara / sondos / ania /
637 آفلاین



ارسال‌ها : 1388
عضویت: 30 /6 /1391
محل زندگی: Qom
سن: 22
تشکرها : 3408
تشکر شده : 3683
" دلم گرم است "
خدایا بفهمانم که بی تو چه می شوم ، اما نشانم نده
مهربانا هم بفهمانم و هم نشانم بده که با تو چه خواهم شد . . .

امضای کاربر :                   

                                    وقــتی زمــیـن از جــاذبـه حـرف زد ، هـمه پــرنـدگـان بــه او خـندیــدند...


دوشنبه 02 بهمن 1391 - 02:21
نقل قول این ارسال در پاسخ گزارش این ارسال به یک مدیر
تشکر شده: 3 کاربر از 637 به خاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند: sara / sondos / ania /
637 آفلاین



ارسال‌ها : 1388
عضویت: 30 /6 /1391
محل زندگی: Qom
سن: 22
تشکرها : 3408
تشکر شده : 3683
" دلـم گـرم اسـت "
.

امضای کاربر :                   

                                    وقــتی زمــیـن از جــاذبـه حـرف زد ، هـمه پــرنـدگـان بــه او خـندیــدند...


دوشنبه 02 بهمن 1391 - 02:45
نقل قول این ارسال در پاسخ گزارش این ارسال به یک مدیر
637 آفلاین



ارسال‌ها : 1388
عضویت: 30 /6 /1391
محل زندگی: Qom
سن: 22
تشکرها : 3408
تشکر شده : 3683
" دلـم گـرم اسـت "









اگر عاشق نبودم، این چنین پیرم نمی کردی
به این تن؛ این تن وامانده، زنجیرم نمی کردی


بهشتت را چشیدم، بعد از آن راندی مرا از خود
اگر بد بودم، از اول نمک گیرم نمی کردی


مرا چون آبشاری دیدی؛ از احساس رفتن پر
و گرنه از بهشت خود سرازیرم نمی کردی


خلافت بود حق خائنی چون من؟ خداوندا!
از اول کاش اسیر این تعابیرم نمی کردی


شراب تلخ دنیا، تشنگی را بیشتر کرده
چه می شد تشنه جان می دادم و سیرم نمی کردی


جدایی کار خود را کرده، این از چهره ام پیداست
اگر عاشق نبودم، این چنین پیرم نمی کردی 




امضای کاربر :                   

                                    وقــتی زمــیـن از جــاذبـه حـرف زد ، هـمه پــرنـدگـان بــه او خـندیــدند...


دوشنبه 02 بهمن 1391 - 14:00
نقل قول این ارسال در پاسخ گزارش این ارسال به یک مدیر
تشکر شده: 1 کاربر از 637 به خاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند: ania /
637 آفلاین



ارسال‌ها : 1388
عضویت: 30 /6 /1391
محل زندگی: Qom
سن: 22
تشکرها : 3408
تشکر شده : 3683
" دلـم گـرم اسـت "

امضای کاربر :                   

                                    وقــتی زمــیـن از جــاذبـه حـرف زد ، هـمه پــرنـدگـان بــه او خـندیــدند...


دوشنبه 09 بهمن 1391 - 01:24
نقل قول این ارسال در پاسخ گزارش این ارسال به یک مدیر
637 آفلاین



ارسال‌ها : 1388
عضویت: 30 /6 /1391
محل زندگی: Qom
سن: 22
تشکرها : 3408
تشکر شده : 3683
" دلـم گـرم اسـت "
چو از او گشتی , همه چیز از تو گشت !



مگر از زندگی چه میخواهید که در خدایی خدا یافت نمی شود ؟






امضای کاربر :                   

                                    وقــتی زمــیـن از جــاذبـه حـرف زد ، هـمه پــرنـدگـان بــه او خـندیــدند...


دوشنبه 09 بهمن 1391 - 01:26
نقل قول این ارسال در پاسخ گزارش این ارسال به یک مدیر
637 آفلاین



ارسال‌ها : 1388
عضویت: 30 /6 /1391
محل زندگی: Qom
سن: 22
تشکرها : 3408
تشکر شده : 3683
" دلـم گـرم اسـت "




اگر تنها ترین تنهایان شوم

.

.

.

.

.

بازهم خدا است


امضای کاربر :                   

                                    وقــتی زمــیـن از جــاذبـه حـرف زد ، هـمه پــرنـدگـان بــه او خـندیــدند...


دوشنبه 09 بهمن 1391 - 01:29
نقل قول این ارسال در پاسخ گزارش این ارسال به یک مدیر
637 آفلاین



ارسال‌ها : 1388
عضویت: 30 /6 /1391
محل زندگی: Qom
سن: 22
تشکرها : 3408
تشکر شده : 3683
" دلـم گـرم اسـت "


گفتم : خدایا از همه دلگیرم گفت : حتی از من ؟

گفتم : خدایا دلم را ربودند گفت : پیش از من ؟

گفتم : خدایا چقدر دوری گفت : تو یا من ؟

گفتم : خدایا تنها ترینم گفت : پس من ؟

گفتم : خدایا کمک خواستم گفت : از غیر من ؟

گفتم : خدایا دوستت دارم گفت : بیش از من ؟

گفتم : خدایا اینقدر نگو من گفت : من توام ، تو من . . .




امضای کاربر :                   

                                    وقــتی زمــیـن از جــاذبـه حـرف زد ، هـمه پــرنـدگـان بــه او خـندیــدند...


دوشنبه 09 بهمن 1391 - 01:30
نقل قول این ارسال در پاسخ گزارش این ارسال به یک مدیر
ارسال پاسخ



برای ارسال پاسخ ابتدا باید لوگین یا ثبت نام کنید.


پرش به انجمن :

Powered by Tem98 | Copyright © 2009 Rozblog Group